من عهد بستم که هر هفته که از رفتنت گذشت من غم تنهائيم رو تو يه کتاب

بنويسم و تو هم هر هفته يه بوته گل تو هر جائي که هستي بکاري تا که
دوباره بياي و امروز مي بينم که دوست من که تو باهاش ازدواج کردي يه
باغ پر از گلاي رنگارنگ داره و من هم يه کتاب پوسيده به اندازه
شاهنامه...![]()


