تبليغاتX
سرزمین ناشناخته من ...ترس ندارد فقط؟؟!! - من عهد بستم که هر هفته که از رفتنت گذشت من غم تنهائيم رو تو يه کتاب

سرزمین ناشناخته من ...ترس ندارد فقط؟؟!!

منم دوست دارم ولی منو ببخش آخه من زن خودم رو پیدا کردم

من عهد بستم که هر هفته که از رفتنت گذشت من غم تنهائيم رو تو يه کتاب

 

 نميدونم يادت مي ياد موقعي که ميرفتي با هم چه عهدي بستيم؟


من عهد بستم که هر هفته که از رفتنت گذشت من غم تنهائيم رو تو يه کتاب

 

 بنويسم و تو هم هر هفته يه بوته گل تو هر جائي که هستي بکاري تا که

 

دوباره بياي و امروز مي بينم که دوست من که تو باهاش ازدواج کردي يه

 

باغ پر از گلاي رنگارنگ داره و من هم يه کتاب پوسيده به اندازه

 

 شاهنامه...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/10ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  |