بچه خوروسه چرا فیل شده!؟!
به نظر شما این جوجه فیله مال این خوروسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه نیست پس چه عضابی کشیده این مرغ که با فیل ............ بابا به این همه مخ زنی فیله
که مرغ رو وادار کرده به...........!!!!!!!!!
منم دوست دارم ولی منو ببخش آخه من زن خودم رو پیدا کردم
به نظر شما این جوجه فیله مال این خوروسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه نیست پس چه عضابی کشیده این مرغ که با فیل ............ بابا به این همه مخ زنی فیله
که مرغ رو وادار کرده به...........!!!!!!!!!
روزها می گذرد ...ثانیه ها تنهایم..
و در این لحظه و این حادثه ها تنهایم...
صاعقه می شکند قامت تنهای مرا
و در این معبد سنگی به خدا تنهایم...
سیل بارانی غم چشم مرا خواهد شست
چه کنم با همه خاطره ها ...تنهایم...
و تو در بی خبری های دلت خواهی رفت
پشت درد همه فاصله ها تنهایم...
و تو امشب به نبودن چه شباهت داری
و من امشب ته این قافیه ها تنهایم........




اي هميشه خوب من هميشه جاودان تويي نازترين غزل تويي ايت اسمان تويي
روي به هر طرف کنم روي مهت عيان شود نور تويي عشق تويي قلب تويي وفا تويي
دو دست خود فرا برم تا که بگويمت تو را شاعر دلداده منم شور تويي حال تويي
تو چشم من نگاه کني نگاهي چو ميکنم قشنگترين نگاه تويي نگاه پاينده تويي
گريه کند اگر دلم زار ز زار ناز توست زار منم راز تويي سوز منم ساز تويي

بنام کاتب کتیبه عشق![]()
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست![]()
بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست![]()
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن![]()
گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست![]()
گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت![]()
به جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست![]()
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست![]()
روزي از من سوال کرد آرزوي تو چيست؟
گفتم تحقق يافتن آرزوهاي تو..ا
اما افسوس هرگز ندانستم که آرزوي تو
جدا شدن از من بود

یه شب چراغ عشقتو دوباره خاموش می کنم
اینبار برای همیشه تو رو فراموش می کنم
نمی ذارم تو خاطرم رنگ خیالت بمونه
رو شونه های ساحلم موج نگاهت بمونه
صدای قلب من حالا دیگه دوست ندارمه
از تلخی گذشته ها هر چی بگم بازم کمه
غروب که از راه می رسه عشقتو یادم میاره
اما دیگه تموم شده بین من و تو دیواره
یه روزی لحظه های من لبریز خواهش تو بود
رو پیکر خستگیام دست نوازش تو بود
چه زود گذشت روزایی که به قلب خسته جون میداد
نگاه گرمی که به من آسمونو نشون میداد
حالا دوباره قلب من نوازش تو رو میخواد
اون لحظه های روشن لبریز خواهش رو میخواد
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم
شب از هجوم خـيالت نميـبرد خــوابم
تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو
بسـان قايق ســرگشته روي گردابـم…

من تنهايي را دوست دارم....چون در آن لحظه لبريز از تو هستم...
آري تنهايي من سرشار از تو است.
اشـک موقعی زیباست که بـرای عشق باشد
عشق موقعی زیباست که برای تو باشد
وتو وقتی زیبایی که برای من باشی

در دل من کسی است
که تا درخشش آخرین ستاره
تا پژمردن آخرین گل
و فرو افتادن آخرین برگ
دوستش دارم ......

خدایا کمک کن تا نازنینم به آرزوش برسه
الهی آمین

من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

روزي از من سوال کرد آرزوي تو چيست؟
گفتم تحقق يافتن آرزوهاي تو..ا
ما افسوس هرگز ندانستم که آرزوي تو
جدا شدن از من بود
هيچکس لياقت اشک هاي تو را ندارد
و کسيکه چنين لياقتي دارد
هيچگاه باعث ريختن اشک هايت نمي شود

اين بار باز هم قلم را در دست گرفتم تا بودنم را فرياد كنم
تا بگويم زيستن را دوست دارم
تا بگويم پهنه ي وسيع زندگي پر از رنگهاي سبز وآبي است
تا بگويم بودن و زيستن بهانه نمي خواهد