تبليغاتX
سرزمین ناشناخته من ...ترس ندارد فقط؟؟!!

سرزمین ناشناخته من ...ترس ندارد فقط؟؟!!

منم دوست دارم ولی منو ببخش آخه من زن خودم رو پیدا کردم

دماغ زیبا داریم

 

mdf760460.jpg

 
بابا دماغ قشنگ.... اینم آخر عمل کردن دماغ خالا برید دماغ عمل کنید.........
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/29ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 7:24 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

خسته گی هم بد دردیه

*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*

Powered by SALAR ◄┤

خسته شدم از بی کسی پس کی به دادم

 

میرسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

بابا قدرت بدنی

خنده

اینم قویترین موجود جهان .........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/23ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

سلام عزیزم

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*
سلام من افشین هستم عاشق وبلاگ نویسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/23ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

اینم چند تا جک تریپ ...فقط بخندین همین

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته

مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون

داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با

فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

 

 

به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو

بده به ما؟

 

 

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده

كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي

بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول

ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ

ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز

اين سيريش اومد!

 

 

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت

و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

 

 

لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌

سرعت گير ميذاره

 

 

تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش

گيج رفت، نزديك بود بيفته

 

 

يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه:

بيني‌ام چكه مي‌كرد!

 

 

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در

ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند

اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش

شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه

بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

 

 

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه

چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

 

 

تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر
 
ميزنه تو سرش!
 
 
 
 
تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي
 
بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك
 
بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده:
 
‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به
 
رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال
 
تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/23ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

اینم آخریش پر از عشقولانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

در بغل بگیر مرا جیگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

منم میخوام با زنم برم سفر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

اینا هم لب میترکونن قابل توجه بعضی ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

تو هم خواب منو دیدی از خواب پریدی جیییگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

دوروغ نميگم به خدا من دوست داشتم

دوروغ نميگم بد از تو خيلي ها رفتن اومدن

اما تو نگاه من هيچ كدومش تو نشدن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

دیگه براتون ترکوندم عشق و محبت رو نهههه؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

بابا تو هم سوار ما شو همه مارو خر کردند تو هم روش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

مگه دلم درد میکنه بیام با این هاااااااااااا؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

خسته تر از رودم میخوام برم تا ابد بخوابم

 

خسته ام

 

خسته تر از رود

 

خسته تر از يك دريا

 

با تمام جان مرگ را خواهانم

 

براي رهايي

 

براي به او پيوستن تو را ميخوانم اي مرگ

 

ميخوانمت با تمام قلب خود

 

با تمام جان و دل تورا فرياد ميزنم

 

وزندگي را براي آنهايي كه طعم عشق را نچشيده

 

اند باقي خواهم گذاشت

 

و من هم اكنون عازم سفر آخرت خواهم شد

 

شايد وقتي باقي نباشد

 

پس تورا به دست زمانه به امانت خواهم گذاشت

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

بابا زن آدم آدم رو دک کنه چی میشه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

یه بوسه دل رو میبره بهشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

بابا دلم از تنهایی ترکید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

دیگر مرا تنها نگزار غریبه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

فقط برای تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

نفرت در دلم خونه کرده بی وفاها

*
*
*
*
*
*
*

گويند وقت طلاست ولي....

من او را همچون خاكستري بيهوده و نهان در دل نفرت يافتم

 

آه كه چه جاني را براي يافتنش خرج كردم

ولي...

من يافتم كه عشق را با هيچ نتوان سنجيد

جز...

با نفرت

آري نفرت و عشق در دل انسان در يك جا قرار دارند

ولي...

آن دو نقطه اي مقابل هم هستند

نقطه اي به فاصله يك تار مو

ولي..

                             

                                  قطر اين مو به اندازه دنياي تو است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

نفرین

نفرين به زندگي!به همين روزهاي سرد

اين روزهاي تهي از نبرد و مرد

حس پرنده بودنم از دست رفته است

من ماندم و همين قفس و ميله هاي سرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

مهران مدیری

ها این که گفتی ینی چه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

جواد رضویان

خیلی دوسش دارم آخه جیگر منه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

اینم همونی که با لیلی من بودا رفت جنگ ترکید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

رضا کیانیان

من به این یارو چی بگم ها؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:55 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

ترانه علی دوستی

اینم همو ۱۵ ساله هستش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

علی قربان زاده

بچه گدا رو ببینین مردم؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

کاری کاتور نیکی جونم

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینا از جون مردم چی مخوان؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

اینم 3 تا جک بی مزه ؟؟؟؟!!!!!!

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون

 

بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس

 

ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو

 

خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين

 

سيريش اومد

 

                                            

 

لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره

 

 

                                             

 

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش –

 

هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت –

 

هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم:

 

نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

انتظار واژه غريبي است..........!!!!

انتظار واژه غريبي است واژه اي که روزها و شايد هم ماههاست که
 
با آن خوي گرفته ايم و چه
 
 
سخت است انتظار . هرصبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي
 
من يک لحظه طول مي‌کشه
 
 
تا از يکي خوشت بياد يک دقيقه طول مي‌کشه تا يکيو بپيچوني يک
 
ساعت طول مي‌کشه تا يکي
 
 
و دوست داشته باشي يک روز طول مي‌کشه تا دلت براي يکي
 
تنگ بشه يک هفته طول مي‌کشه
 
 
تا به يکي عادت بکني و حتي کمتر از يک ماه طول مي‌کشه تا
 
عاشق کسي بشي
 
 
اما .................... يک عمر طول مي‌کشه تا فراموشش بکني
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  | 

هرچی میخوای سرچ کن

سلام انم یه تیرپ مرفت واسه همه بچه ها که دوسشون دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/20ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط افشین_عشقی2001  |